تبليغاتX
خاطرات دختردوم ابتدایی
خاطراتی ازمدرسه
سلام سلام .وای چقدر زودگزشت انگارهمین دیروز بود.که طعتل شودیم .. راستی مانتام ام را

گرفتم...خداحافظ....

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 13:27  توسط فاطمه | 
سلام سلام ببخشید که این چند و قته نبودم ....... ولی خبر ها ی  خوبی برای شما اوردم.....

 مثلن رفتم کلاس نقاشی وکلاس زبان وکلاس سنگنوردی و................. خوب دیگه من 

رفتم.. خداحا فظ

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 0:3  توسط فاطمه | 
باسلام. خانم قراراست برای ۲۵ اسفند ۸۶ مسابقه ای برای سفره هفت سین  بگذارد که درآن تمام گروهها مسابقه می دهند. وهر گروه که سفره هفت سین قشنگتری داشته باشد برنده است.
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 21:15  توسط فاطمه | 
سلام دوستان.امروز اتاقم راگردگیری کردیم.ومن خیلی خسته شدم.

وزیاد نمی تونم بنویسم پس خداحافظ.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 22:12  توسط فاطمه | 
سلام م م م م م  

خوبین دوستای گلم؟

امیدوارم که حالتون خوب باشه !!!ببخشید که کمی دیر کردم!!!!!

اخه سرم خیلی شلوغ هست و نمی تونم درسم را

فدای وبلاگ نویسیم کنم.الانم که اومدم همه ی درسام و نوشتم و

خواندم و مثل یک دختر خوب امدم که به دوستای وب لاگیم سربزنم .

اهان جهار شنبه  من یک هویی  یک عالمه تقدیر نامه گرفتم....!!!

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟الان میگم عجله نکنین!!۱یکیش به دلیل اینکه

در قران رتبه ی اول را اوردم . دومیش هم به این دلیل که در

مسابقات علمی هم رتبه ی اول را اورده بودم......

خوب دیگه  دوستای گلم من باید برم اخه

مهمون داریم و با ید برم

کمک مامانی و بابایی.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 20:6  توسط فاطمه | 

سلام . اخ ببخشید .یادم رفت بگم. امروز امتحان علمی داشتیم. ولی خبر خوشش تواین که من رتبه اول

آوردم. خوب دیگه مااینیم . وای پاک قاطی

کردم امروز روز اوَل

مبصریم بود. خوب خوشبختانه به خیرگذشت. حالا تابعد. پرحرفی کردم. وقت شریفتون را نمی گیرم .

علی یارتون باشه خداحافظ.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 22:57  توسط فاطمه | 
سلام دوستان .

حالتون چطوره.امیدوارم که خوب باشید. امروز خیلی خوش حال شدم . ولی از طرفی نگران شدم.

لابد می پرسید چرا ؟اول بدلیل این که مبصر شدم  دوم این که حالا چطوری بچه ها را ساکت کنم.

 اخه اونا خیلی شلوغ می کنند.و همه مبصر های قبلی استعفا دادند. نمی دونم من تا کی

می  تونم دوام بیاورررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم.؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 18:41  توسط فاطمه | 
باسلام بزودی دراین وبلاگ خاطراتی ازمدرسه وکلاسمون مینویسم.

امروزخانم املاء گفت.من نمره ۲۰ گرفتم وخیلی خوش حال شدم . بعدازمن خواست کمکش املاءتصحیح کنم .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 20:59  توسط فاطمه | 
به زودی دراین وبلاگ خاطرات مدرسه نوشته خواهدشد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 20:45  توسط فاطمه | 
به زودی دراین وبلاگ خاطرات مدرسه نوشته خواهدشد.
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 20:43  توسط فاطمه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام دوستان عزیزم. من مائده مرادی فراهانی هستم ولی چون اسم فاطمه را خیلی دوست دارم .پس منو اینجا فاطمه صدا کنید.
من کلاس دوم ابتدائی هستم . ساکن اراک
منتظر مهربونی ها ی شما هستم.

نوشته های پیشین
شهریور 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
پیوندها
سقوط یک فرشته(سانا جونم)
کلبه ای ها(سمیه و علی جون)
منیره جون
مریم جون(مامانی عزیزم)
رضا جون(پدر عزیزم)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM